ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

اصطلاح «تعادل بين کار و زندگي شخصي» تا حدي طي دهه گذشته شنيده شده که تقريبا به اصطلاحي بي معنا تبديل شده است. در واقع اين اصطلاح به هدفي مبهم و دور از ذهن بدل شده که عمدتا افراد مدعي تلاش در راستاي تحقق آن هستند، اما به نظر نمي رسد کسي تماما به آن دست يافته باشد. در شرکت هاي منطقه سيليکون ولي، جايي که کمبود خواب يک امتياز محسوب مي شود و ۴۰ ساعت کار هفتگي به نظر پديده جديدي نيست، داشتن زندگي شخصي هدفمند و منفک از کار، ديگر ارزش خود را از دست داده است و برخي حتي آن را مانعي بر سر راه موفقيت کاري تلقي مي کنند. راج نارايانسوامي به عنوان مديرعاملي با تجربه ۲۰ ساله در کسب و کارهاي مستقر در سيليکون ولي، درصدد است که مساله تعادل بين کار و زندگي شخصي را تحقق بخشد و توصيه هايي در خصوص تلاشي صحيح در راستاي بهبود اين جنبه در شرکتتان را به شما ارائه دهد.

 

 

تفکيک زندگي شخصي و کاري

کارکنان پرانرژي و شاداب، کارکناني هستند که بهره وري بالايي دارند. تعداد غيرقابل باوري از تحقيقات به اثرات کار بيش از حد، استرس کاري و ديگر اثرات مخرب مربوط به هر دو (که تعداد معدودي از آنها در زير فهرست شده اند) پرداخته اند. اينکه قادر باشيم در زمان مناسب کار خود را به پايان رسانده (فيزيکي و ذهني) و محل کار را ترک کنيم و زمان خود را صرف چيزي کاملا بي ارتباط با کار کنيم، براي کاهش ميزان استرس امري کليدي محسوب مي شود. در اين ميان هرچه كاركنان يك شركت بيشتر از نرم افزار هاي شركت پگاه سيستم استفاده كنند، كمتر خسته و مضطرب خواهند بود چراكه اين نرم افزار ها مي تواند بخش عمده اي از كارهاي روزانه را انجام دهد.

طبق داده هاي به دست آمده اخير از سوي اپليکيشن خوشبختي (که در آن ۱۰ هزار کاربر به منظور ثبت سطوح مختلف خوشبختي در هر ساعت از روز، وارد اين برنامه شدند)، اوج خوشبختي در هر روز به طور کلي حدود ساعت ۷ بعد از ظهر است؛ يعني زماني که افراد در منزل هستند و با افرادي که دوستشان دارند زمان مي گذرانند، با ديگران معاشرت مي کنند و مرحله دشوار روز خود را پشت سر گذاشته اند. به طور مشابه، مطالعات ۷۵ ساله در مورد خوشبختي و پيشرفت در بزرگسالان، به اين نتيجه رسيدند که «روابط خوب، به ما شور و سلامتي بيشتري مي بخشد.» کارکنان شايسته اين هستند که فرصت پرورش روابط خود در خارج از محيط کار را داشته باشند و نکته مهم تر اينکه کارکنان و کارفرمايان به يک ميزان از اين مساله نفع مي برند.

مشکل کجاست؟

زماني که اضافه کاري به نظر يک مشغله ملي محسوب مي شود، کارکنان به تدريج از ساعات کاري طولاني، احساس فشار خواهند کرد. بديهي است که وقتي ما به شکل فزاينده اي به دنبال يک نيروي کار همراه هستيم و از کارکناني که ۵۰ تا ۶۰ ساعت در هفته کار مي کنند انتظار مي رود که حتي در اندک زمان غيرکاري خود نيز از طريق ايميل، تلفن و... در دسترس باشند، تعجبي نخواهد داشت که ايجاد تعادل بين کار و زندگي شخصي در پنج سال گذشته، طبق نظرسنجي ارنست و يونگ، در نظر کارکنان «امري بسيار دشوار» تلقي شود.

سه دليل وجود دارد که توضيح مي دهد چرا اين مساله اثري منفي بر شما و کسب و کارتان دارد:

1- بهره وري شما به اندازه اي نيست که تصور مي کنيد. بنابر گزارش هاي رسيده، کارکنان به طور متوسط در هر روز کاري ۵۰ دقيقه را به فعاليت هاي غيرکاري تخصيص مي دهند و اين امري بسيار محتمل است که اين رقم گزارش شده، به طرز قابل توجهي کمتر از رقم حقيقي باشد. تحقيقات بيشتر نشان مي دهد که بهره وري کارکنان پس از ۵۰ ساعت در هفته، به طرز قابل توجهي افت مي کند، به حدي که کارمندي که ۷۰ ساعت در هفته کار مي کند، بهره وري برابري با کارمندي که ۵۵ ساعت در هفته کار مي کند، دارد و در نهايت، اين ۱۵ ساعت کار اضافه، هيچ ثمره اي ندارد.

2- سلامتي خود را به خطر مي اندازيد. طبق اعلام موسسه استرس آمريکا، رابطه متقابل بين استرس کاري و حملات قلبي، به طور گسترده اي اثبات شده است، به حدي که در شهرهاي لس آنجلس، نيويورک و چند منطقه ديگر، هر افسر پليسي که در حين کار يا خارج از ساعات کاري دچار حمله قلبي مي شود، به احتمال زياد بر اثر کارش بوده و با بهبود شرايط کاري، اين مشکل برطرف مي شود. استرس ناشي از کار، اثر مخرب به اثبات رسيده اي براي سلامت کارکنان محسوب مي شود و سالانه حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ ميليارد دلار ضرر بر کسب وکار مربوطه به دليل فقدان بهره وري، وارد مي آورد.

3- اين يک مساله جنسيتي است. کارکنان زن تمام وقت و خانه دار، در مقايسه با همتايان مرد خود، مقدار نامتناسبي از حجم کار منزل و مراقبت از فرزندان را نيز عهده دار هستند (که اصطلاحا کار دوشيفته ناميده مي شود). مطالعه اي اخير از سوي مجله HBR، نشان مي دهد که ۶۰ درصد از مديران اجرايي مرد، همسراني دارند که به صورت تمام وقت در خارج از منزل کار نمي کنند تا بتوانند امور مربوط به خانواده را نيز انجام دهند. اين در حالي است که صرفا ۱۰درصد از مديران اجرايي خانم اين شرايط را دارند.

نکته آخر: آيا شما به دنبال پس انداز پول از طريق هزينه هاي بيمه، کاهش غيبت و ترک خدمت، افزايش بهره وري و داشتن کارکناني شادتر، سالم تر و پرانرژي تر هستيد؟ اگر حقيقتا اين اهداف را داريد، به فرهنگ تعادل بين کار و زندگي شخصي، متعهد شويد.

راه هاي مختلفي براي تقويت فرهنگ تشويق توازن بين کار و زندگي شخصي، وجود دارد:

1- سياست مرخصي «يا در فرصت مقرر از آن استفاده کن يا قيدش را بزن» را در نظر بگيريد. اگرچه سياست هاي مربوط به مرخصي هاي نامحدود و بدون حقوق، اخيرا جاذبه اي ايجاد کرده است، اما مطالعات نشان داده اند که روش «يا در فرصت مقرر از آن استفاده کن يا قيدش را بزن»، (سياستي که امکان انتقال مرخصي هاي انباشت شده به سال بعد را نمي دهد)، در انگيزه بخشي به کارکنان جهت گرفتن مرخصي، به مراتب موثرتر است. اين روش به عنوان پاداش، شرکت را از هر گونه بدهي به کارکنان در خصوص مرخصي استفاده نشده، مبرا مي سازد.

2- استفاده از زمان هاي انعطاف پذير و روزهايي که مي توان در منزل، کار را انجام داد. نظرسنجي «انجمن مديريت منابع انساني» نشان مي دهد کارکناني که در منزل کار مي کنند، ۱۳ درصد بيش از همتاياني که در اداره کار مي کنند، بهره وري دارند. زمان انعطاف پذير، نيز چنين منفعتي دارد. اخيرا گزارشي نشان داده است که چگونه اين گزينه مي تواند حفظ کارکنان را بهبود بخشد. البته، توانايي کار در منزل يا برنامه ريزي ساعات کاري، به شدت به نقش کارمند مربوطه بستگي دارد و گزينه اي عملي براي تمامي کارکنان نيست. حتي تغييرات جزئي در برنامه ريزي (که به کارکناني که مسافت کار تا منزلشان زياد است، امکان رفت و آمد پيش از برخورد با ساعات شلوغي را مي دهد) نيز مي تواند تغييرات زيادي در ميزان رضايت کارکنان ايجاد کند.

3- ساختاربندي انديشمندانه فرهنگ. آيا جلسات آخر وقت مانع رسيدن افراد به خانه در ساعت مناسب مي شود؟ اقدامات اجتماعي دفتر شما، مشخصا دوستدار خانواده نيست؟ آيا با تدارک شام براي کارکنان، ماندن تا آخر وقت را در آنها تشويق مي کنيد؟ ترفندهاي زيرکانه اي وجود دارد که از طريق آنها مي توانيد مانع بي تعادلي بين کار و زندگي شخصي کارکنان شويد. براي مثال در نظر گرفتن پذيرايي صبحانه و ناهار و ايجاد ساعاتي شاد با ميزباني کارکنان. اين تغييرات کوچک مي تواند تا حد زيادي تنشي را که کارکنان (به خصوص کارکناني که نقش پدري يا مادري نيز دارند) بين کار و منزل خود احساس مي کنند، کاهش دهد.

4- آموزش کارکنان. برنامه اي آموزشي براي آگاهي رساني به کارکنان در خصوص اهميت تعادل بين کار و زندگي شخصي و تجهيز آنها به ابزارهاي مختلف جهت کسب اهداف را اجرايي کنيد. اين کار مي تواند در قالب يک سمينار، وبينار يا حتي سخنراني از سوي افراد متخصص استخدام شده، انجام شود. همچنين روش خوبي است که با نشان دادن تعهد خود به حمايت از کارکنان خود در اين راستا، «خودِ شما نيز وارد عمل شويد».

در نهايت، مهم ترين توصيه اي که مي توان کرد اين است که خودتان الگويي براي کارکنانتان باشيد، زيرا هيچ سياستي موثرتر از اين نيست که مدير يک شرکت با عمل خود از اين مساله حمايت کند. اگر مديران اجرايي مرتبا تا ديروقت کار کنند، از مرخصي و تعطيلات خود استفاده نکنند و در ساعات غيرکاري به ايميل ها پاسخ دهند، هنجارهايي اين چنيني براي کارکنان آنها نيز ايجاد مي شود. البته، روزهايي خواهد بود که شما مجبوريد تا ديروقت يا در تعطيلات کار کنيد، يا به ايميل هاي دريافتي پس از شام پاسخ دهيد. مهم اين است که اين يک استثنا تلقي شود نه هنجار. در شرکت رپليکان، کار حقيقي 9 صبح تا 5 بعد از ظهر وجود دارد. اين امري غيرمعمول نيست که صرفا تعداد معدودي از کارکنان پس از ساعت ۶ بعد از ظهر همواره در دفتر مانده باشند. اگر شما در ساعات غيراداري ايميلي را ارسال کنيد، امري غيرمعمول نيست که تا صبح روز بعد براي پاسخ منتظر بمانيد. اين مساله عمدتا براي کارکنان تماميِ سطوح شرکت رپليکان اعم از تيم اجرايي، صدق مي کند و اين شيوه به هيچ وجه مانع موفقيت و پيشرفت اين شرکت نشده است. در سال ۲۰۱۳، اين شرکت برنامه اي را اجرايي کرد و از آن زمان تاکنون، روندي رو به پيشرفت را طي کرده است که تاکنون به لطف تعهد شرکت به آرام سازي و سرزنده سازي کارکنان در زمان هاي خارج از ساعات کاري است.

 

منبع: دنياي اقتصاد

درخواست بازدیدکننده

نام(*)

شماره تماس(*)

ایمیل(*)

نام شرکت

درخواست شما(*)