ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

زماني که مي گوييم «ياد بگيريد شغل تان را دوست داشته باشيد» يا « خودتان را مديريت کنيد» اغلب روي صحبت ما با افراد جوان تر در کار يا سطح متوسط است. اما هيچ گاه نبايد از اهميت اين مسائل براي مديران ارشد نيز غافل شد. چه جنبه هايي از کارشان براي آنها مهم است؟ چه چيزي را مستحق پاداش مي دانند؟ چگونه آنها علاقه خود براي کارشان را بدون فرسودگي شغلي حفظ مي کنند؟ طي چند سال گذشته، گفت وگوهاي جامع و رودررويي با صدها رهبر کسب و کار داشته ام و سوالاتي مانند اينها بسيار پيش مي آمد. چند مطلب مشترک را در گفت وگوهايمان بررسي کرده ام و در اينجا با شما به اشتراک خواهم گذاشت.

تاثير بر جامعه. در تحقيقات و تحليل هايي که براي کتاب اخيرم انجام داده ام، دريافتم که يکي از بهترين روش هايي که سازمان ها مي توانند حس «هدفدار بودن» را براي کارمندانشان ايجاد کنند، کمک به ايجاد ارتباط کار روزمره آنها با اثري است که در جامعه و جهان پيرامون خود مي گذارند. افراد در راس سازمان بايد تفاوت بزرگ تري را که ايجاد مي کنند، ببينند و صد البته از نرم افزار هاي مديريتي شركت پگاه سيستم نيز استفاده كنند. مديران اجرايي ارشد در بيان «داستان» سازمان- پيامي که به جهان صادر مي شود- بهتر هستند و بخش زيادي از زمان شان را خارج از شرکت سپري مي کنند، با ذي نفعان صحبت مي کنند و اثر سازمان را مستقيما مي بينند. زماني که با جان هاس، مديرعامل روزتا استون، درمورد کارکرد شرکتش صحبت مي کردم، تمرکز او تنها بر يادگيري زبان نبود، بلکه چيزي فراتر از آن را در ذهن داشت. هاس در مورد درک فرهنگ، حل مناقشات، بهبود نرخ سواد و تقويت مردم براي ارتباط مطمئن با سايرين در سراسر جهان صحبت مي کرد. هدف او دسترسي همه نقاط جهان به روزتا استون است؛ چراکه او به سراسر جهان سفر مي کند با مشتريان ملاقات مي کند و با نهادهاي آموزشي و دانش آموزان و معلمان آنها وقت مي گذراند. هاس مي گويد: «شگفت انگيز است که کودکاني را مي بينيم که شاد و بشاش هستند و در کلاس درس موفق مي شوند يا افرادي را مشاهده مي کنيم که در تلاشند تا با يک کشور جديد آشنا شوند يا يک فرهنگ جديد را درک کنند تا بتوانند فاصله ها را پر کنند. کارهايي که براي يادگيرندگان خود انجام مي دهيم، مرا نسبت به شرکتم و کاري که انجام مي دهيم مغرور و مفتخر مي سازد.»

ارتباط در برابر دسترسي دائم. مديران ارشد نيز مانند هر فرد ديگري با فرسودگي شغلي دست به گريبانند و تکنولوژي نيز بر اين مساله بيش از پيش دامن زده است. گرچه آنها دريافته اند که ارتباط هميشگي با آنچه در داخل يا خارج از سازمان مي گذرد تا چه اندازه مهم است؛ اما ارتباط به معناي دسترسي دائم نيست. رهبران سازماني مانند الين شوک، رهبر ارشد و رئيس منابع انساني در Accenture (شرکت بزرگ مشاوره) معمولا از «تلفن هاي غيرهوشمند» استفاده مي کند؛ تلفن هايي که هيچ اپليکيشني ندارند و نمي توانند ايميل دريافت يا ارسال کنند. اين کار به او اجازه مي دهد در عين حال که مدام ذهنش درگير نمي شود، بتواند در صورت بروز يک اتفاق از آن آگاهي يابد.

اهميت ديدگاه محيطي. زماني که به طرز وحشتناکي سرمان شلوغ است، آسان است که تنها بر آنچه پيش روي ماست تمرکز کنيم. درست مثل اسبي که چشم بند مخصوص اسب ها را زده و تنها نگاهش رو به جلو است؛ اما مديران ارشدي که موفق هستند مي گويند که داشتن «ديدگاه محيطي» بسيار مهم و ضروري است. اين کار مشاغل آنها را جذاب تر و متعهدانه تر مي کند و عملکرد آنها را بهبود مي بخشد و اينها خود موجب افزايش عشق آنها به کاري که انجام مي دهند، مي شود. جيم فولر و جف اسميت درمورد ديدگاه محيطي در ارتباط با نقش مدير ارشد اطلاعات گفت وگو کرده اند. هر دو اذعان داشته اند که گرچه فناوري اطلاعات يک اولويت براي آنها باقي مي ماند، اما آنها آموخته اند که به مسائل ژئوپليتيک، اقتصاد جهان، تغيير جمعيت شناسي نيروي کار و استعدادهاي گوناگون نيز توجه کنند. به اين ترتيب، آنها مي توانند آسان تر نه فقط با روندهاي تکنولوژي بلکه با روندهاي سازماني و اجتماعي نيز وفق پيدا کنند و در اين صورت احتمال کمتري وجود دارد که آنها با تغييرات پيرامونشان غافلگير شوند.

رهبري سازماني به عنوان خدمت. مديران اجرايي از ديويد فيرهورست، مدير ارشد منابع انساني در مک دونالدز تا جف وانگ، مدير ارشد نوآوري در EY (شرکت حسابداري بريتانيايي)، نقش هاي خود را جايگاه خدمت و نه قدرت، توصيف مي کنند. به اين معني که شغل شما به عنوان يک رهبر سازماني، کمک به کارمندان براي انجام وظيفه خود به نحو احسن است. زماني که 252 سازمان جهاني را براي کتابم تحليل مي کردم، دريافتم که اين روحيه «مربي و مشاور» يکي از چيزهايي است که کارمندان به شدت طالب آن هستند؛ اما در عين حال چيزي هم است که مديران ارشد با آن در جدالند. چراکه اين روحيه چيزي است که براي مواجهه با سبک مديريتي سنتي «فرماندهي و کنترل» اجرا مي شود. کساني که نسبت به اين مانع آگاه مي شوند، دريافته اند که بخش کليدي شغل شان به عنوان رهبر سازماني انتقال دانش و مهارت هاي خود به ديگران است و وقتي آنها براي آن زمان صرف مي کنند، آن را بي اندازه لذت بخش مي يابند. فيرهورست با اعمال ساختارهاي بسيار زياد روي جلسات منظم تيم، اين کار را انجام مي دهد: دستورات جلسه قبلا توافق شده و او اغلب نياز به خلاصه هاي يک صفحه اي براي آيتم ها دارد تا درمورد آنها بحث کند. او مي گويد: «بهره وري بيشتر به اين معناست که من مي توانم براي جلسات کمتر رسمي و رودررو با اعضاي تيم زمان بگذارم؛ جايي که مي توانم درک بهتري از نيازها و جاه طلبي هاي شغلي آنها به دست آورم، برخي از بينش ها و تجربه هايي را که طي سال ها به دست آورده ام با آنها به اشتراک بگذارم و درمورد نحوه توسعه بيشتر مهارت ها و توانمندي هاي آنها راهنمايي شان کنم. اين جلسات رودررو لذت بخش ترين و پرمزيت ترين بخش هاي شغل من است.»

 

منبع: دنياي اقتصاد

درخواست بازدیدکننده

نام(*)

شماره تماس(*)

ایمیل(*)

نام شرکت

درخواست شما(*)