ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

در طول سال ها افسانه هاي زيادي براي کارآفريني مطرح شده اند که عمدتا به دليل نبود تحقيقات در مورد اين موضوع بوده است. همان طور که تحقيقات زيادي در اين حوزه نشان داده اند، مطالعات در مورد کارآفريني هنوز در حال تکميل شدن است و بنابراين رويدادهاي قديمي تا زماني که با يافته هاي تحقيقات معاصر نقض نشوند، همچنان رواج دارند. در اينجا 5 تا از برجسته ترين اين افسانه ها و توضيحاتي در مورد آنها را ذکر مي کنيم.

افسانه 1: کارآفرينان عمل کننده هستند، نه متفکر: با اينکه درست است بگوييم کارآفرينان عمل گرا هستند؛ اما بايد گفت متفکر هم هستند. در واقع، آنها اغلب افرادي کاملاروشمند هستند که اقداماتشان را به دقت برنامه ريزي مي کنند. تاکيدي که امروز بر استفاده از استفاده از نرم افزار هاي حسابداري شركت پگاه سيستم و ايجاد طرح هاي کسب وکار واضح و کامل مي شود، نشانه اي است مبني بر اينکه کارآفرينان «متفکر» به اندازه کارآفرينان «عمل گرا» مهم هستند.

 افسانه 2: کارآفرينان، کارآفرين زاده مي شوند، پرورش نمي يابند: اين ايده که ويژگي هاي کارآفريني قابل آموزش يا يادگيري نيست و اين ويژگي ها ذاتي هستند و افراد با آنها متولد مي شوند، مدت ها رواج داشته است. اين ويژگي ها عبارت است از: سلطه جويي، ابتکار عمل، هدايت گري، تمايل به ريسک کردن، توانايي تحليلي و مهارت در برقراري روابط انساني. اما امروزه که کارآفريني به عنوان يک نظام به رسميت شناخته شده، بايد اين افسانه را رد کنيم. کارآفريني مثل هر نظام ديگري، از مدل ها، فرآيندها و موردکاوي هايي برخوردار است که باعث مي شود مورد مطالعه قرار گيرد و دانش آن اکتسابي باشد.

افسانه 3: کارآفرينان همواره مخترع هستند : اين ايده نتيجه بدفهمي و ديد کانوني نسبت به آن است. اگرچه بسياري از مخترعان کارآفرين هم هستند، اما کارآفرينان زيادي هم هستند که انواع فعاليت هاي نوآورانه را انجام داده اند. به عنوان مثال، ري کراک (Ray Kroc) فرانشيز غذاهاي فست فود را اختراع نکرد؛ اما ايده هاي نوآورانه او باعث شد مک دونالد به بزرگ ترين بنگاه فست فود در دنيا تبديل شود.

افسانه 4: کارآفرينان با فضاي آکادميک و اجتماعي جور نيستند: اين عقيده ناشي از آن است که برخي صاحبان کسب وکارها بعد از اينکه دانشگاه يا شغل قبلي خود را رها کردند، بنگاه هاي موفق خود را تاسيس کرده اند. اما حقيقت اين است که سازمان هاي آموزشي و اجتماعي از گذشته کارآفرين را به رسميت نمي شناختند. اين سازمان ها فرد کارآفرين را به اين بهانه که در دنياي غول هاي بزرگ شرکتي تناسب ندارند، طرد مي کردند.

افسانه 5: کارآفرينان بايد برخي ويژگي هاي شخصي خاص داشته باشند: امروز مي دانيم که گردآوري يک پروفايل کارآفريني استاندارد کار سختي است. محيط، بنگاه و خود کارآفرين اثرات متقابلي بر هم دارند که به شکل گيري ويژگي هاي شخصي مختلفي منجر مي شود.

مطالعات معاصر که در دانشگاه هاي مختلف دنيا انجام شده، در آينده ديدگاه هاي دقيق تري در مورد پروفايل هاي مختلف کارآفرينان موفق ارائه خواهند داد. داشتن يک «ذهنيت کارآفريني» قابل درک تر و واقع گرايانه تر از يک پروفايل خاص است.

 

منبع: دنياي اقتصاد

درخواست بازدیدکننده

نام(*)

شماره تماس(*)

ایمیل(*)

نام شرکت

درخواست شما(*)