امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

 

اکثر ما روز خود را با این ذهنیت شروع می کنیم که قرار است کارها و وظایفی را به انجام برسانیم. گاهی به دلایل مختلف، از تنبلی گرفته تا به تعویق انداختن، درصد زیادی از کارهای ما انجام نمی شود و همین امر باعث می شود که احساس بدی نسبت به خود پیدا کنیم و حتي به عنوان مدير يك شركت نوپا و تازه راه اندازي شده، به موفقيتي كه مد نطرمان است، نرسيم؛ اگرچه شركت مان نرم افزار مديريت ارتباط با مشتري و نرم افزار حسابداري ويژه شركت هاي جديد شركت پگاه سيستم را هم دارد.
اما چطور می توانید کارآیی خود را بهبود دهید؟ پاسخ واضح است؛ هدفی تعیین کنید، طرحی برای آن در نظر بگیرید و آن را عملی کنید. البته همه ما می دانیم که این ایده خوبی است اما به همان اندازه مطمئن هستیم که در مورد ما چیزی را عوض نخواهد کرد! اجازه دهید سوال را طور دیگری مطرح کنیم: چه عواملی باعث می شود که تلاش مفید نداشته باشید؟ شاید با پاسخ به این سوال بتوانیم مشکلات را شناسایی کرده و به دستاوردهای بهتری برسیم. در مجموع چند مشکل وجود دارد که می تواند مانع پیشبرد فعالیت های ما شود که در ادامه به آن ها اشاره خواهیم داشت.


مشکل ۱: نداشتن اولویت بندی
 

گاهی اوقات کارهای زیادی انجام می دهید، اما در واقع کار خاصی انجام نداده اید.
«من وقت ندارم» دروغی است که اکثر ما به آن عادت کرده ایم. همه ما ۲۴ ساعت در روز زمان داریم. پس به جای «وقت ندارم» باید بگوییم: «این کار در اولویت من نیست.»
پس بهتر است سوال خود را این گونه مطرح کنیم: «انجام کدام کارها اهمیت دارد؟» قانون ۸۰/۲۰ را همه شنیده ایم که می گوید ۸۰ درصد نتایج کارهای ما مربوط به ۲۰ درصد فعالیت هایی که انجام می دهیم هستند. پس چنانچه بتوانیم این ۲۰ درصد را به بهترین روش ممکن انجام دهیم، تحولات فوق العاده ای در برنامه های خود ایجاد خواهیم کرد و اینجا است که تعلل کردن می تواند کارگشا باشد.
حال این پرسش پیش می آید که چطور این راهکار را پیاده سازی کنید. پرفسور کال نیوپورت راه حل هوشمندانه ای را پیشنهاد می دهد؛ فرض کنید قرار است ساعت ۵:۳۰ (یا هر ساعت دیگری) به منزل بروید. پس باید طوری برنامه ریزی کنید که تمام کارهای شما در این بازه زمانی انجام شود. چراکه با محدود کردن زمان خود، دیگر نمی توانید خوش بین باشید و بهتر می توانید اولویت های خود را تعیین کنید.


مشکل ۲: نبود فضای مناسب


نتایج تحقیقات نشان داده است که کار کردن در محیط های باز اداری که هیچ گونه پارتیشن بندی در آن وجود ندارد، فاجعه است و میزان کارآیی در این گونه فضاهای کاری به حداقل می رسد. دلیلش هم واضح است؛ حواس پرتی کارکنان. تحقیقات صورت گرفته در مورد برنامه نویسان کامپیوتر، نشان داده است که کارآمدترین اعضای این گروه در یک نکته وجه اشتراک داشته اند که ارتباطی به میزان هوش آن ها هم نداشته است. بلکه کارفرمایان آن ها محیط کاری را طوری مهیا کرده بودند که از عوامل پرت کننده حواس، خبری نباشد.
از این رو سعی کنید که عوامل بر هم زننده تمرکز در محیط کار را از خود دور کنید. حتی اگر امکانش وجود دارد محلی دنج در محیط کار خود برای مخفی شدن پیدا کنید. از اتاق کنفرانس یا هر فضای دیگری که امکان مزاحمت بقیه وجود ندارد بهره بگیرید.
پرفسور «سون کارلسون» مطالعاتی روی مدیران عامل چند شرکت انجام داد. نتایج تحقیقات نشان داد که هیچ کدام از این مدیران طولانی تر از ۲۰ دقیقه نتوانستند کار خود را بدون وقفه و عامل بازدارنده انجام دهند.
از این رو به آن ها پیشنهاد شد که قبل از آمدن به شرکت، ۹۰ دقیقه از کار خود را در منزل انجام دهند. چراکه فقط در محیط خانه شانس افزایش تمرکز وجود داشت.
با این حال نبود تمرکز همه ماجرا نیست. همیشه نبود عوامل منفی باعث پیشرفت کارآیی و افزایش بهره وری نمی شود. یک سری عادات بی فایده وجود دارد که باید از آن ها دوری کرد.


مشکل ۳- عادت های بد


فرض کنید روز کاری شما شروع شده است و با انگیزه بالا می روید که پشت میز خود بنشینید تا روی پروژه کاری خود مشغول شوید. قبل از شروع کار بنا به عادت همیشه سری به ایمیل ها می زنید و شروع به گلچین کردن آن ها در اینباکس شلوغ خود می کنید. فیسبوک و تلگرام هم که به قوت خود باقی هستند.
خیلی مواقع پیش می آید که عادت ها افسار ذهن را به دست می گیرند و اجازه نمی دهند که هدف اصلی خود را دنبال کنید. «الکس کرب» عصب شناس دانشگاه کالیفرنیا (UCLA) در این خصوص می گوید: «عملکرد ماده خاکستری مغز پیچیده است.»
وقتی تصمیم می گیرید که بین انجام چند کار یکی را انتخاب کنید، سه بخش از مغز شما درگیر این انتخاب می شوند.
قشر جلویی مغز: تنها بخشی که در مورد اهداف بلند مدت فکر می کند. برای مثال: «این گزارش کار باید آماده شود.»
درسال استریاتوم: این بخش از مغز به کاری رای می دهد که در گذشته انجام داده اید. برای مثال: «قبل از شروع کار ایمیل، فیسبوک و اینستاگرام خود را چک کنیم.»
هسته آکومبنس: این قسمت، بخش بازیگوش مغز است و معمولا هم پیامش این است: «ایمیل، فیسبوک و اینستاگرام جالب و جذاب هستند. کار که مزخرف است!»
حالا می توانید حدس بزنید که نتیجه نهایی چه می شود؟
با این حال چنانچه تلاش و اراده به خرج دهید، می توانید کمک کنید که قشر جلویی مغز پیروز این میدان شود و توجه و متمرکز شما صرف کار شود. با تکرار و تمرین، عبارتی این چنین را جایگزین پیام های قبلی در درسال استریاتوم مغز خود کنید: «معمولا به سرعت به سراغ تهیه گزارش کار می روم.»
قبل از هر چیز لازم است که عادت های بد خود را بشناسید. در قدم بعدی نقشه ای طراحی کنید که مسیر شما را برای انجام عادت های بد سخت کند.
تحقیقات انجام شده توسط برایان وانزینک، استاد دانشگاه کرنل نشان داده است سخت کردن فرآیند تهیه غذا باعث کاهش وزن و کمتر خوردن افراد می شود. شان ایچور، کارشناس شادی دانشگاه هاروارد با اشاره به نتایج این پژوهش «قانون ۲۰ ثانیه» را مطرح می کند. برای مثال شان در این خصوص می گوید:
چنانچه بیش از حد تلویزیون تماشا می کنید، باتری های کنترل را برداشته و دوباره سر جای خود بگذارید. همین ایجاد تاخیر ۲۰ ثانیه ای باعث می شود که تعداد دفعات تماشای تلویزیون کاهش پیدا کند.
در اینجا برنامه ریزی اهمیت زیادی دارد. چرا که وقت مدیران عامل شرکت ها بسیار منبع ارزشمندی محسوب می شود و چنانچه صرف موارد بااهمیت شود تاثیرات قابل توجهی در روند پیشرفت شرکت خواهد گذاشت.


منبع:صادقیم
 

درخواست بازدیدکننده

نام(*)

شماره تماس(*)

ایمیل(*)

نام شرکت

درخواست شما(*)