امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

 

در این نوشتار درباره اقداماتي مي خوانيد که کسب و کارهای قدرتمند انجام می دهند و به موفقیت آن ها می انجامد بحث می شود.
بارها و بارها مدیرعاملان و رهبران کسب و کار اصول کلی زندگی را از نحوه اداره کسب و کارشان جدا می کنند. من آن را این گونه نمی بینم. دقیقا همان اصولی که ما برای پیشرفت شخصی و تربیت فرزند استفاده می کنیم، مستقیما برای نحوه پرداختن ما به زندگی کاری مان و کار کردن با همکاران نيز کاربرد دارد. نه اينكه تنها با تكيه بر استفاده نرم افزار هاي حسابداري ويژه كسب و كار هاي كوچك و نوپا تصور كنيم كه به موفقيت مالي و كاري خواهيم رسيد.


۱.پیشرفت شان را تحلیل و بررسی می کنند


یک بخش ضروری فرهنگ هر شرکت این است که بداند از کجا آمده است و چگونه به این جا رسیده است. ما می دانیم بخشی از مجذوب کردن کارمندان به کار این است که به آن چه انجام می دهیم و برایش تلاش می کنیم، باوری قوی داشته باشیم. برای کسب وکارها مهم است که پیامی محکم را بیان کنند و فرهنگ شرکت را بسازند. همچنین مهم است روی آگاهی بسیار خوب از بازار و بینش عمیق در بخش های کسب وکاری ای که در آنها فعالیت می کنید، سرمایه گذاری کنید.


۲.رنج و سختی را تحمل می کنند


کسب و کارهای قدرتمند برای آدم های نازک نارنجی نیست. رهبری گروه ها، قسمت ها، و شرکت ها چالش برانگیز است. شما هرگز ۱۰۰ درصد اوقات شما را دوست ندارند یا به شما احترام نمی گذارند. خیلی وقت ها تصمیم هایی می گیرید که دیگران دوست ندارند. به عنوان رهبر اثربخش یک کسب وکار، باید بتوانید گاهی در موقعیت حرفه ای تان میزان زیادی رنج و سختی را تحمل کنید.


۳.تفکری بهره ور دارند


ما از کجا می دانیم یک کسب وکار چگونه فکر می کند؟ ما به فرآیندهای درونی در شبکه ارتباطی آن نگاه می کنیم. رهبرها چگونه با هم کار می کنند؟ آیا در کنار هم بهره ور هستند یا آن قدر رقابت شخصی وجود دارد که هیچ کس به دیگری اعتماد نمی کند؟ آیا همه از معاون به قدری می ترسند که هرگز واقعا حقیقت را به او نمی گویند؟ این یک محیط بهره ور نیست. آیا فرآیندهای درونی تان تحمل حقیقت، رقابت سالم، و نوآوری را دارد؟ اگر این طور باشد شرکت تان به خوبی در مسیر برقراری ارتباط به طور بهره ور قرار دارد.


۴.انرژی ذهنی شان را عاقلانه خرج می کنند


برای هر موضوعی که تصمیم می گیرید به آن وارد شوید، اصولی محکم داشته باشید. همه شرکت ها سیاستی آمیخته با جاه طلبی شخصی دارند. این می تواند چالش برانگیزترین و رقابت پذیرترین محیطی را بسازد که هر فرد می تواند تصور کند. اساس هدایت موفق شرکت این است که میدان مبارزه تان را عاقلانه انتخاب کنید. شما نمی توانید هر چیزی را که خراب است درست کنید.


۵.باورهای اصلی شان را ارزش یابی می کنند


رهبران کسب و کارهای قدرتمند باید بتوانند هر صبح به آینه نگاه کنند و احساس کنند دارند با انتخاب های شان شرکت را به مسیری مثبت هدایت می کنند. آنها باید مجموعه ای از باورهای اصلی داشته باشند که همیشه هدایتگر انتخاب هایی باشند که روزانه انجام می دهند. این ها گام های کوچکی هستند که به مقصد یا هدف نهایی می انجامند.


۶. قدرت ایستایی دارند


این کسب وکارها وفاداری به برند را به طور موثر پایه گذاری کرده اند و بر اساس سیاست های پولی کارآمد کار می کنند. از بسیاری از جهات، این مطلوب ترین ویژگی این فهرست است. توانایی حضور داشتن و رقابت پذیر ماندن در بخش بازار خودتان آرزوی هر کسب وکاری است.


۷. آماده هستند با تکیه بر شایستگی خودشان تلاش کنند و موفق شوند


آیا تیم رهبری شرکت تان برای کارمندان قابل دسترسی و شناخته شده است؟ آیا کارمندان احساس می کنند شما آنها می شناسید، یا این حس وجود دارد که تیم مدیران اجرایی غیرقابل دسترسی و سرزنش ناپذیر است؟ من فکر می کنم دومی اغلب اوقات به عنوان الگوی منسوخ و قدیمی پنداشته می شود. کسب وکارهای آینده به رهبرانی نیاز خواهندداشت که بتوانند به شایستگی های خودشان تکیه کنند و به خوبی روابطی شخصی و نیز الهام بخش برقرار کنند.


۸. از اوقات تنهایی لذت می برند


آیا کسب وکارتان فعالانه درگیر توسعه استخر استعدادش است؟ آیا رهبران بالقوه را در میان خودتان پرورش می دهید؟ ترویج رشد و پیشرفت درون شرکت تان یکی از عاقلانه ترین سرمایه گذاری هایی است که می توانید انجام دهید و از جهات مختلف حاصل خوبی به دست می دهد. پیشرفت حرفه ای در عین این که کارمندان را بیش تر مجذوب کار می کند، به شناسایی رهبران فردا نیز کمک می کند و به آنها این فرصت را می دهد که در زمینه های کاری نسبتا بی خطر قدرت شان را نشان دهند.


۹. از شکست استقبال می کنند


ما می دانیم بیش تر کارآفرینان موفق روی لبه این تیغ قرار دارند که بازار به کدام سو می رود. این موقعیت می تواند خیلی پرریسک باشد، و در یک روز تعداد آدم هایی که شکست می خورند، به اندازه آدم هایی است که موفق می شوند. آیا شما از شکست استقبال می کنید؟ آیا کسب وکارتان برای این که دوام بیاورد، آن قدر امن و بی خطر بازی می کند که دیگر یک کسب وکار مطرح نیست؟ امنیت قطعا وقت و جای خودش را در کسب وکار دارد، اما معمولا برای یک برحه زمانی گسترده مناسب نیست و هرگز یک راهبرد کسب وکار ثابت برای افراد پرتکاپو نیست.


۱۰. از موفقیت آدم های دیگر خوشحال می شوند


آیا شرکت تان محیطی برای برتری مولد ایجاد می کند؟ محیطی که رقابت را ترویج کند اما نه به قیمت از بین رفتن روابط انسانی که کسب وکار را به هدف اش می رساند؟ ما باید بتوانیم دستاوردها را تشخیص بدهیم و از آن برای انرژی گرفتن و رسیدن به موفقیت استفاده کنیم. این نوع نگرش می تواند همه گیر باشد اما باید از راس شروع شود. آدم ها به خاطر ایده ها به رسمیت شناخته می شوند و به خاطر چیزی که ارائه می کنند اعتبار می گیرند.


منبع: صادقیم

درخواست بازدیدکننده

نام(*)

شماره تماس(*)

ایمیل(*)

نام شرکت

درخواست شما(*)