امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

 

امروزه با توجه به اوضاع حاکم بر بازار فروش اغلب کسب وکارها، فشار مالی فراوانی روی تعداد زیادی از برندها وجود دارد. سیاست های کاهش نیروی کار، عدم استخدام کارمند جدید و سعی در استفاده مشترک از امکانات موجود در شرکت تنها بخشی از اتفاق های معمول در بیشتر برندهاست. در این مورد شرکت های تازه تاسیس را باید در صدر فهرست قرار داد به خصوص اگر از انواع نرم افزار هاي حسابداري ويژه شركت هاي كوچك و نوپا يا نرم افزار هاي مديريت كيفيت يا نرم افزار هاي مديريت ارتباط با مشتري شركت پگاه سيستم استفاده نكنند.
فشاری که روی مدیران این برندهای جدید وجود دارد در برخی مواقع غیر قابل کنترل است. از یک جهت این فشار زیاد باعث کاهش کیفیت عملکرد مدیران شده است از جهت دیگر نیز به طور طبیعی این فشار شغلی از مدیران به کارمندان منتقل و کیفیت کاری آنان نیز به طور محسوسی کاهش می یابد.
با این حال این پایان ماجرا نیست؛ در واقع می توان با استفاده از تامین امنیت شغلی کارمندان به آنان انگیزه تازه ای بخشید. اگرچه در مورد مدیران این شیوه کاربردی نیست. هیچ راهی برای فرار از مسئولیت رکود حاکم بر شرکت برای مدیران وجود ندارد. به عبارت ساده، کارمندان توان شانه خالی کردن از اوضاع بد بازار را دارند زیرا این رویداد به طور قطع تحت کنترل آنان نیست.
اما در مورد مدیران این نکته وجود دارد که پای اعتبار حرفه ای و توان مدیریتی آنان در میان است. اگر یک برند در بازار شکست بخورد (هر میزان هم که اوضاع بازار نامناسب باشد) در نهایت مقصر اصلی او خواهد بود.
نخستین ایده ای که در هنگام رکود به فکر مدیران خواهد رسید، استفاده اشتراکی از امکانات شرکت است. در برخی موارد حتی از یک معاون یا مشاور نیز در بخش های گوناگون استفاده شده تا با استفاده از آن هزینه های جاری شرکت کاهش یابد. با این حال چنین راهکارهایی بیشتر شبیه مسکن های موقتی عمل خواهند کرد. اگر قرار است دوران رکود در کسب وکارتان طولانی باشد، باید فکری اساسی کرد.
 

كارمندان تان را سردرگم نكنيد
 

ایده استفاده اشتراکی از امکانات شرکت اگر تنها محدود به سیستم های کامپیوتری یا پرینتر باشد اندکی قابل تحمل و منطقی است. با این حال در سطح مشاوران و دستیاران حرفه ای این ایده چندان مناسب به نظر نمی آید.
مشکلاتی که چنین راهکاری به همراه خواهد داشت در دو سطح قابل بررسی است؛ در وهله نخست کاهش کیفیت فعالیت کارمندان مدنظر است. در واقع هنگامی که از یک فرد خواسته می شود در بخش های گوناگون شرکت به طور همزمان فعالیت کند، نتیجه کار به راحتی قابل پیش بینی خواهد بود.
سردرگمی کارمند مورد نظر به همراه کیفیت نه چندان مطلوب فعالیت وی بدل به یک مشکل جدید در داخل برندتان می شود. به همین منظور در نگاه نخست بهتر است از انجام چنین کاری خودداری کنید. با این حال اگر مجبور به تن دادن به این کار شدید، توانایی افراد را در نظر گرفته و سپس انجام چند کار را از وی بخواهید.
در وهله بعد، نکته اساسی عدم امکان سپردن بعضی مسئولیت های مهم به فردی است که چندین کار را به طور همزمان انجام می دهد. در واقع نمی توان از یک مشاور مسائل مالی انتظار انجام فعالیتی خارج از حوزه تخصصی اش را داشت و در نهایت نیز خواهان مشاهده کیفیت کاری مطلوب از وی باشیم.
پیشنهاد ما در این ایده کاهش تعداد مدیران شرکت است. در واقع اگر در شرایط سختی به سر می برید، تعداد مدیران ارشد و معاونان شرکت را تعدیل کنید.
این نکته هنگامی اهمیت می یابد که بدانیم بسیاری مسئولیت های مدیریتی در شرکت های نسبتا کوچک به راحتی می تواند توسط یک مدیر اداره شود.
 

آنچه در عمل باید انجام دهید
 

- اگرچه تعدیل تعداد مدیران شرکت تنها در زمان رکود به ذهن خواهد رسید، با این حال در شرایط عادی نیز می توان از آن به عنوان یک ایده مناسب استفاده کرد.
-در حقیقت در زمینه مدیریت بهینه زمان، استفاده از چندین مدیر ارشد باعث کاهش حجم کاری مدیران و به تبع آن عدم وجود فعالیت برای آنان می شود. در عین حال استفاده از تعداد مناسب مدیران باعث استفاده حداکثری از توان همه آنها خواهد شد.
- استفاده از چندین مدیر در شرایط عادی نیز دردسرساز خواهد شد. در واقع دستمزد مدیران به هیچ وجه پایین نیست به همین دلیل استفاده از تعداد زیاد مدیر ارشد تنها در مورد برندهای بزرگ مناسب خواهد بود.


منبع: صادقیم
 

درخواست بازدیدکننده

نام(*)

شماره تماس(*)

ایمیل(*)

نام شرکت

درخواست شما(*)