امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

جالب است که هرگاه صحبت از عدم موفقیت یک سازمان می شود، کارکنان سازمان، اهداف سازمان، ایده های سازمان، تبلیغات و. . . مورد توجه و در مظان اتهام قرار می گیرند. با این وجود به ندرت پیش می آید که به طور مستقیم به نقش رهبر سازمان پرداخته شود. آنچه در ادامه ميخوانيد، از اين رو براي كسب و كارهاي كوچك و نوپا اهميت دارد كه مديران آن به غير از استفاده از نرم افزار هاي حسابداري ويژه شركت هاي كوچك پگاه سيستم در فعاليت هاي روزانه شان، به ديگر جنبه هاي موفقيت هم فكر و آن را در شركتشان عملياتي كنند.

رهبری یک سازمان بی شباهت به ناخدا بودن در عرشه یک کشتی جنگی نیست. درواقع عبور از نبردهای تولید و خدمات، رسیدن به سواحل امن و آفتابی سوددهی و تعامل سازنده با اعضای سازمان یا همان سربازان وفادار، در رشد و پیشرفت سازمان اهمیتی بسزا دارد.
بر همین اساس است که طی سال های اخیر، توجه به مباحث رهبری، سبک های رهبری و چگونگی تعامل سازمان و اعضا در علومی مثل روانشناسی صنعتی سازمانی بیش از هر زمان پررنگ شده است. در ادامه مطلب نگاهی داریم به سبک های رهبری و عوامل موثر در موفقیت سازمانی.
در خصوص سبک های رهبری نظریات متعددی ارائه شده است. با این وجود برخی نظریات از شهرت بالاتری برخوردارند كه در ادامه به برخي از آنها اشاره مي كنيم:
 

رهبری اقتضایی
 

این نظریه معتقد است میزان اثربخشی رهبر سازمان به ترکیبی از شخصیت رهبر و شرایط و موقعیت ها بستگی دارد. درواقع مدیر براساس اقتضای شرایط موجود به رفتارهای متنوع می پردازد. این نظریه شباهت هایی با رهبری منعطف دارد، اما منتقدان متعدد نیز دارد. به عقیده برخی کارشناسان مدیریت سازمانی، رهبری اقتضایی در برخی موارد اعضای سازمان را دچار سردرگمی و چالش در تصمیم گیری و اتخاذ رویکردهای جدید می کند.
 

منبع شناختی در رهبری
 

همان طور که از نام این نظریه نیز مشخص است، تمرکز این نظریه بر حوزه شناختی رهبران متمرکز است. درواقع عوامل شناختی مهمی مثل هوش، صلاحیت های فنی، دانش و مواردی مشابه در رفتار رهبر در سازمان اثر گذار هستند و برهمین اساس است که اگر قرار است سازمانی موفق داشته باشیم باید به مولفه های مهم شناختی رهبر نیز نیم نگاهی بیندازیم.
پیروی از این نظریه منطقی به نظر می رسد اما باید به این نکته نیز توجه کرد که برخی توانایی های اجرایی و استراتژیک رهبران به جز در سطح میدانی قابل بررسی نخواهد بود. افزون بر اینکه صلاحیت های شناختی بسیاری از رهبران در شرایط پرتنش، اضطراب و فشار کاری تا حدودی تنزل پیدا می کند. بنابراین نمی توان بین یک رهبر مقتدر با توانایی شناختی بالا و کم نوسان و یک رهبر مقتدر با توانایی شناختی بالا اما متزلزل تمییز قائل نشد.
 

تبادل رهبر – عضو
 

این نظریه از جنجالی ترین نظریات موجود در حوزه رهبری سازمانی است؛ نظریه ای که طی سال های میانی دهه 80 میلادی بین کشورهای در حال توسعه ای مثل ژاپن طرفدارانی پرشمار داشت. این نظریه معتقد است رهبر باید بین افراد سازمان و خود روابطی دایره وار تشکیل داده و براساس تشخیص خود به گسترش روابط با افراد بپردازد.
برای مثال نوع روابط رهبر با اعضای صلاحیت دار، قابل اعتماد و مسئولیت پذیر تفاوت های آشکاری با کارمندانی دارد که تجربه کمتر، مسئولیت پذیری سطح پایین تر و دانش بی کیفیت تری دارند. اگرچه این نظریه تا حدودی تبعیض آمیز به نظر می رسد، اما براساس برخی تجربیات سازمانی این نوع رهبری در برهه های زمانی که سازمان نیاز به پیشرفت فوری دارد، بازدهی نسبتا قابل قبولی دارد.
 

مسیر هدف
 

نظریه مسیر هدف یکی از شناخته شده ترین و پرطرفدار ترین نظریات مرتبط با سبک های رهبری است. براساس این نظریه، نه تنها شخصیت و شیوه رفتار رهبر حائز اهمیت است، بلکه مسیرهای رسیدن به اهداف نیز حائز اهمیت است. هر رهبر براساس صلاحدید خود تعدادی از روش ها را برای رسیدن به اهداف سازمانی انتخاب می کند.
در این میان شناخته شده ترین روش های رسیدن به هدف براساس شخصیت و نگرش رهبران شامل دسته بندی زیر می شود.
رهبری آمرانه: رهبر به کارمندان خود به طور اخص دستور می دهد چه رفتاری در پیش بگیرند. درواقع رهبر سازمان حاکم مطلق و بلامنازع رویکردهای سازمان خواهد بود.
رهبری حمایتی: رهبر بدون گاردهای خشن و خشک، با کارمندان خود روابط محبت آمیز و همراه با حمایت در پیش می گیرد و در نتیجه، روابط افراد در سازمان اغلب صمیمی است.
رهبری مشارکتی: رهبر به کارمندان خود اجازه می دهد تا در تصمیم گیری های سازمان مشارکت کنند. این مشارکت براساس صلاحدید مدیران درجه بندی می شود.
رهبری پیشرفت گرا: در این سبک رهبری ریسک پذیری حرف اول را می زند. درواقع رهبران برای افراد شرایطی را فراهم می کنند تا قادر باشند در سطح سازمان رشد و پیشرفت کنند.
 

تصمیم گیری های هنجاری
 

این سبک از رهبری بر هنجارهای سازمانی تاکیدی شدید دارد. براساس این نظریه تعیین هنجار در سازمان، کمک می کند افراد در سازمان با هنجارهایی مشخص آشنا شده و بر همین اساس به یک الگوی فرهنگی مشترک دست یابند و در نتیجه رفتارهایی اتخاذ کنند که در چارچوب هنجار سازمانی تعریف شده اند.
درصورتی که رهبری سازمان در حوزه تعیین فرهنگ و هنجار سازمانی موفق عمل کند، این نظریه از برترین نظریات رهبری محسوب می شود، چرا که بین یک سازمان فرهنگ مدار و مبتنی بر هنجار و یک سازمان بدون فرهنگ مشخص، تفاوت های عملکرد قابل ملاحظه ای وجود دارد.
 

منبع: صادقیم
 

درخواست بازدیدکننده

نام(*)

شماره تماس(*)

ایمیل(*)

نام شرکت

درخواست شما(*)