امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

 

اگرچه شركتهاي نوپا در ابتداي راه، بسيار پرانرژي و باانگيزه هستند و به شدت كار ميكنند اما همين مساله گاهي باعث خستگي كاركنانشان ميشود و آنها را از بهره وري دور ميكند. احتمالا تا به حال بارها در مورد دایره‌ راحتی شنیده‌اید. چیزی که شاید آن را با عنوان Comfort Zone بهتر بشناسید. تقریبا همه‌ی افراد، به دیگران توصیه می‌کنند که از این دایره بیرون بمانند. اما اهمیت خروج از این دایره چیست؟ آیا خروج از آن همیشه بهترین استراتژی ممکن است؟ نكته اي كه در اين مرحله اهميت بسيار زيادي دارد، اين است كه به عنوان يك مدير توانمند بايد متوجه اين آفت شويد و از بروز آن جلوگيري كنيد.
برای درک بهتر موضوع، ابتدا باید مفهوم دایره‌ راحتی یا Comfort Zone را به درستی شناخت. یکی از گویاترین تعریف‌ های علمی در خصوص این پدیده، آن را با سطح اضطراب افراد مرتبط می ‌داند. قرار گرفتن در دایره راحتی در واقع هرگونه رفتاری را شامل می ‌شود که در آن میزان اضطراب فرد در پایین‌ ترین سطح خود نگه دارد.
هر کاری می ‌تواند در این مفهوم بگنجد. از پخت و پز و شستشوی ظروف گرفته تا ارتباطات کاری یا تماشای تلویزیون. هر فعالیتی که با انجام آن سطح اضطراب فرد به حداقل برسد و فرد به آن فعالیت تمایل داشته باشد یا عادت کند، در دایره راحتی او قرار می ‌گیرد.
اغلب افراد سعی می‌ کنند با انجام کارهایی خارج از این دایره، از آن بگریزند. هر چیزی که بتواند اندکی سطح اضطراب را افزایش دهد، خارج از مرزهای دایره‌ راحتی فرد انگاشته می ‌شود. برای مثال اگر رفتن به سر کار و قرار گرفتن در معرض ترافیک و شلوغی مترو منجر به افزایش اضطراب شما می ‌شود و حس راحتی را در شما کاهش می‌ دهد، این فعالیت، خارج از محدوده دایره راحتی شما به حساب می ‌آید.
البته با اینکه اضطراب چیزی نیست که کسی تمایلی به کسب کردنش داشته باشد، اما مقدار کمی از آن به طرز شگفت‌انگیزی موثر و مفید است. در بسیاری مواقع ما به اندکی اضطراب نیاز داریم تا بتوانیم خود را به انجام کاری ترغیب کنیم. بدین‌ترتیب کارایی ما بهبود می يابد.


با اضطراب چه كنيم؟


بخش اعظمی از اضطراب ما ناشی از شک در خصوص میزان سادگی یا پیچیدگی کارهایی است که باید انجام دهیم. کارهایی که ما را از دایره‌ راحتی‌ مان بیرون می‌ کنند. دلیل این مساله این است که کارهای روتین و ساده ‌ای مثل تماشای سریال یا پختن ظرف‌ ها اصلا برای ما مسایلی مهم و پیچیده به حساب نمی ‌آیند چراکه به خوبی با هر یک از آنها آشنایی کافی داریم. اما نتیجه فکر کردن به انجام کارهایی مثل رانندگی برای اولین بار، چتربازی یا هر کار جدیدی که در خصوص انجام آن نسبت به آن کار و خودمان شک داریم، افزایش اضطراب است.
نتیجه شک به هر کاری بروز احساسات و نمود تجربیات منفی است. نتیجه مطالعه ‌ای در همین رابطه نشان داده زمانی که شرکت‌کنندگان در آزمایش در برابر موقعیت‌ های تازه که در مورد آنها تردید داشته ‌اند قرار گرفته ‌اند، بدبینی و اضطراب در آنها افزایش یافته است. در مقابل، شرایطی که از نتیجه آن مطلع بوده ‌اند میزان کمتری از نشانه ‌های منفی را در آنها بروز داده است.
ما به طور کلی در مقابل موقعیت ‌ها یا چیزهای تازه، واکنش‌های منفی بروز می‌ دهیم. برنِی براون، محقق در این باره می‌ گوید موقعیت ‌های اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی جدید همیشه در ما تردید ایجاد کرده و دایره‌ راحتی ما را کوچک ‌تر می ‌کنند. و هر چه میزان تردید و ترس ما از قرار گرفتن در موقعیت ‌هاي تازه بیشتر شود، بیرون آمدن از دایره‌ راحتی برای ما سخت ‌تر و پیچیده ‌تر خواهد شد.
آشنایی با موقعیت ‌ها و چیزهای تازه به ما احساس راحتی و حتی لذت می ‌دهد. اما گارد گرفتن‌ های اولیه در مقابله با چنین موقعیت‌ هایی چندان هم عجیب نیست. با نگاه از زاویه روند تکامل، ما احساس امنیت بیشتری در مقابل شرایطی که با آنها آشنا هستیم داریم و رفتارهای مثبت و منفی ما در موارد متفاوت ناشی از همین حس غریزی است. تصور ذهنی ‌مان به ما می ‌گوید: قبلا در موقعیت مشابه زنده ماندم، پس امتحان آن این بار هم مشکلی ایجاد نمی ‌کند و در امان خواهم بود.
از طرفی، امتحان کردن چیزهای جدید انرژی زیادی نیاز دارد. پس وقتی که احساس خستگی و ب ی‌حالی داشته باشیم، بیشتر به پرداختن به عادت ‌های قدیمی و معمول ‌مان تمایل داریم و ریسک ‌های کمتری را می‌ پذیریم. همین مساله ما را -حداقل تا بازیابی دوباره انرژی- در دایره‌ راحتی ‌مان نگه می ‌دارد.
اما آیا واقعا باید از دایره‌ راحتی خارج شد؟ آیا نتیجه‌ انجام این کار مفید است؟ در ادامه چند مزیت برای خروج از دایره‌ راحتی و تلاش برای بهبود آستانه تحمل در صورت افزایش اضطراب آمده است:

کمک به پیشرفت


مقدار اندکی اضطراب و تردید، زمانی مفید است که با احساس موفقیت همراه شود. در این صورت رشد شخصی و شخصیتی را نتیجه خواهد داد. به همین دلیل است که برخی ماجراجویی ‌های خارج از محیط تکراری خانه -مثل کوهنوردی، چتربازی و حتی دوچرخه ‌سواری- می ‌تواند هیجان مثبت در ما ایجاد کند. چنین فعالیت ‌هایی سطح اضطراب را تا حدی امن و مثبت افزایش می‌ دهند و پس از پایان آنها و بازگشت به خانه، احساسات مثبتی همچون کسب یک دستاورد مفید و اعتماد به نفس در ما ظاهر شده یا افزایش پیدا می ‌کنند.

گسترش دایره‌ راحتی


اگر دایره‌ راحتی شما کوچک است، تعداد چیزهایی که می‌ توانید بدون اضطراب به انجام برسانید هم کم خواهد بود. در این صورت اغلب اوقات -بخاطر ناتوانی در انجام بسیاری از کارها- مضطرب هستید و به‌ علاوه پیشرفت ‌های کمتری را هم تجربه خواهید کرد. با خروج مکرر از دایره‌ راحتی، شما می ‌توانید تعداد عادت ‌ها و کارهای مفید بیشتری را به دایره‌ راحتی خود بیاورید.


انجام کارهای جدید و کمک به یادگیری چیزهای بیشتر


ماجراجویی‌ های بیشتر منجر به ترشح دوپامین می‌ شود. دوپامین نقشی اساسی در ایجاد انگیزه در ما بازی می ‌کند و هیجان‌ های تازه، میزان آن را افزایش می‌ دهد. به‌ علاوه هیجان بیشتر، به بهبود حافظه و افزایش یادگیری هم منجر ميشود.
سعی کنید که سطح میانه را برای خود پیدا کنید. جایی که میزان اضطراب شما در سطح کنترل شده ‌ای باشد که در کنار استفاده از آن برای ایجاد انگیزه، توانایی ‌تان برای مدیریت امور را هم از دست ندهید. هر گاه این شرایط به سطح متعادل و معقول رسید، سعی کنید با گسترش مسوولیت‌ ها را -تا آنجا که اضطراب شما را تا دوباره تا حد معقول و آستانه تحمل ‌تان بالا می ‌برد- افزایش دهید. در این صورت در کنترل میزان اضطراب و گسترش دایره‌ راحتی خود موفق عمل کرده ‌اید.




 

درخواست بازدیدکننده

نام(*)

شماره تماس(*)

ایمیل(*)

نام شرکت

درخواست شما(*)