امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

 

حالا كه داريد شركت يا كسب و كار مورد علاقه تان را راه اندازي ميكنيد، بد نيست به يك مهارت اساسي دقت كنيد و آن، سنخراني كردن است. صد البته كه شما به شكل موازي، به خريد يك نرم افزار ويژه براي مديريت ارتباط با مشتري، يك نرم افزار ويژه براي حسابداري شركت تان و يك نرم افزار هم براي مديريت كيفيت نياز داريد اما از مهارت سخنراني هم نبايد غافل شويد. آن هم يك سخنرانی جالب و به یاد ماندنی.
درواقع یکی از بزرگترین موانع بر سرراه قصه گویی در سازمانها این است که آنها داستانی برای بازگو کردن ندارند. یکی از راه های برطرف کردن این مشکل این است که وقتی اتفاق آموزنده و حائز اهمیتی در سازمان می افتد، آن را روی کاغذ آورد و از این طریق و به تدریج، داستان موردنظر به وجود خواهد آمد.


چه چیز یک داستان را دوست دارید؟


دقت کنید که چه چیز یک داستان، آن را برای شما خاطره انگیز می کند. بیشتر مردم، داستان هایی را به خاطر می آورند که از لحاظ احساسی روی آنها تاثیر گذار بوده باشد. به این دلیل تاثیر گذارند چون به سرعت می توانیم قهرمان و موضوع اصلی داستان را به یاد بیاوریم. داستانی که در رابطه با سازمان تان نقل می کنید نیز باید به شکل مثبتی تاثیر گذار باشد.
عصب کوپلینگ به ما این امکان را می دهد که با داستان ارتباط برقرار کرده و آن را در ذهن مان مجسم کنیم. ما به کمک نورون های آیینه ای، با نقل کننده داستان ارتباط برقرار می کنیم و به شکل عمیقی درگیر تمام احساساتی می شویم که در داستان در حال وقوع هستند. همچنین اگر داستانی از لحاظ احساسی جذاب باشد، میزان ترشح دوپامین (که باعث سرخوشی می شود)، در بدن افزایش پیدا خواهد کرد.


گام نخست: روی داستان و مفهوم آن تمرکز کنید


مخاطب داستان کیست؟ مشتریان؟ کارکنان شرکت؟ زمانی را صرف کرده و در مورد مخاطبان داستان فکر کنید. شرایط آنها را بررسی کرده و مطمئن شوید که آنها قادر خواهند بود خود را به عنوان قهرمان داستان شما تصور کنند. زمانی که تصمیم دارید داستانی را نقل کنید، روشی را انتخاب کنید که با مفهوم داستان شما هم تراز باشد. برای مثال اگر مشتری هدف، مادران کودکان کم سن و سال باشند، مطالب و داستان های مورد نیاز این مادران باید داخل وب سایت های خاصی مثل Mommy blog نوشته شود.


گام دوم: از نقل داستان های غیر واقعی بپرهیزید


داستان های ساختگی و جعلی، مثل داستان های واقعی از لحاظ احساسی و عاطفی تاثیر گذار نخواهند بود. به گفته مارک تواین «حقیقت از فریب عجیب تر است.» یک داستان ساختگی با جزییات دروغین، طبیعتا برای مخاطب جذاب نخواهد بود. مردم طالب داستان هایی هستند که پر از جزییات باشد، در این صورت می توانند داخل ذهن خود تصویری از آن داستان را مجسم کنند. همیشه داستان هایی را نقل کنید که تاثیرات عمیقی بر احساسات مخاطب داشته باشد.


گام سوم: به داستان خود هیجان ببخشید


داستان خود را با طرح یک مشکل یا بیان یک موقعیت ناخوشایند آغاز کرده، سپس در مورد چگونگی برطرف کردن آن صحبت کنید. حتما داستان خود را از ابتدای شروع یک مشکل (یا شرایطی که خیلی مطلوب نیست) آغاز کرده و کم کم به سمت برطرف کردن آن پیش بروید.


قدم چهارم: سعی کنید داستان تان ارزش محور باشد


چه نوع دیدگاه، ارزش یا خدمتی مشکل را برطرف خواهد کرد؟ موضوعات مربوط به بازاریابی و مارکتینگ، معمولا باید در رابطه با این مطلب باشد که چطور محصول یا خدمتی که ارائه می دهید در شرایط چالش برانگیز موفق عمل کند. این سوال را از خودتان بپرسید؛ که دستاوردهای مطلوب چه چیز هایی خواهد بود؟
سعی کنید داستان شما تمام ارزش های مدنظرتان را دربر داشته باشد. ممکن است نقل داستان به روش های دیگر جالب تر باشد، اما قصد و منظور اصلی شما، ترویج ارزش ها ی تان است.
 

عملکرد مدیران موفق با استفاده از فن قصه گویی


بعضی از موفق ترین سازمان ها در سراسر دنیا، از قصه گویی به عنوان ابزاری برای رهبری سازمان استفاده می کنند. سازمان هایی مثل مایکروسافت، ناسا و بانک جهانی از همین فن قصه گویی بهره برده اند. آنها این کار را به روش های مختلف انجام داده اند.
شرکتی مثل نایکی، از قصه گو های حرفه ای شرکت استفاده می کند و کار این قصه گو ها این است که اخبار و اتفاقات مهمی را که داخل شرکت در جریان است با سایرین درمیان بگذارند. سازمان های دیگر، مهارت قصه گویی را به افراد آموزش می دهند.
شرکت کیمبری-کلارک برای مثال، سمینار دو روزه ای برگزار می کند که طی آن برنامه های 13 مرحله ای را به آموزش و بعد از آن ارائه سخنرانی اختصاص داده اند. برخی سازمان ها، برای پیشبرد استراتژی داستان سرایی خود از کارگردانان مشهور هالیوود برای آموزش سخنرانان شان بهره می برند.


قصه گویی چگونه به مدیران کمک می کند؟


مهارت قصه گویی، خیلی بیشتر از آنچه مدیران تصور می کنند برای آنها مفید و کاربردی است. پنج مورد از مهم ترین کاربرد های این مهارت شامل؛ الهام بخش بودن برای کارمندان، قدرت تجسم بخشیدن، آموزش درس های مهم، تعریف فرهنگ و ارزش های سازمان و در نهایت توضیح جایگاه و انگیزه کارکنان است. قصه گویی زمانی مفید خواهد بود که سازمان تصمیم داشته باشد برای مثال اصول رهبری را تغییر دهد یا توصیه هایی را به مدیرعامل ارائه کند.
فن قصه گویی، خلاقیت افراد را آشکار کرده و انگیزه و علاقه کارکنان را برمی انگیزد. البته قصه گویی در تمام شرایط ضروری نیست. برای مثال، اگر تصمیم دارید استراتژی خاصی را برای پنج سال آینده به کار بگیرید، آنچه نیاز دارید یک استراتژی خوب و درست خواهد بود یا اگر تصمیم دارید شرکت های رقیب خود را خریداری کنید، به یک مشاور مالی خوب نیازمند هستید.
اما به محض اینکه استراتژی پنج ساله خود را مشخص کردید به کارکنانی احتیاج خواهید داشت که برای دستیابی به افق پنج ساله تان به شما کمک کنند. در چنین شرایطی، به یک داستان خوب نیاز دارید. یا بعد از خرید شرکت رقیب، باید افرادی را استخدام کنید که در اداره آن به شما کمک کنند. در این حالت نیز باید داستان خوبی ارائه دهید تا انگیزه آنها را برای همکاری با شما افزایش دهد.



 

درخواست بازدیدکننده

نام(*)

شماره تماس(*)

ایمیل(*)

نام شرکت

درخواست شما(*)