امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

 

با رشد واحد‌های صنعتی در ایران علم حسابداری به عنوان یکی از رشته‌ های علوم جدید نیاز مبرم کشور تشخیص داده شد. دیگر حساب سیاقی و مشابه آن پاسخ‌ گوی نیازهای صاحبان صنایع مختلف در ایران نبود. در دوره رضا شاه پهلوی عده‌ ای دانشجو براي تحصیل در زمینه حسابداری به اروپا اعزام شدند و در دوره پهلوی دوم نیز این کاروان اعزام، تا اوایل دهه 1350ش برقرار بود.
در سال 1336 شرکت ملی نفت ایران با همکاری چند حسابدار انگلیسی اقدام به تأسیس «دانشکده حسابداری و علوم مالی» كرد. به منظور تأمین کادر حسابداری براي جواب‌گویی نیاز مؤسسات تجاری و صاحبان صنایع در دهه 1340 علاوه بر افزایش تعداد دانشجو در رشته حسابداری بر تعداد این سازمان‌های آموزشی نیز افزوده شد. از جمله «مؤسسه عالی حسابداری» در سال 1343 توسط دکتر عزیز نبوی بنیان‌گذاری شد و تا مقطع پیروزی انقلاب اسلامی به تربیت کارشناس در رشته حسابداری می‌پرداخت.
جواد ضیایی، فارغ‌التحصیل مؤسسه عالی حسابداری که لیسانس حسابداری صنعتی خود را از اين موسسه گرفته درباره اولين دانشكده هاي حسابداري مي گويد: آن زمان، هر دانشکده و دانشگاهی، کنکور خود را می‌ گرفت؛ این مؤسسه هم خصوصی بود. یکی از این بانیان مؤسسه عالی حسابداری، آقای عزیز نبوی بود كه فردي مترقی و به روزی بود و این دانشکده را آن زمان با توجه به نیازهای کشور تأسیس کرد. من هم شاید جزء گروه چهارمی بودم که در این دانشکده پذیرفته شدم.
او مي گويد: موسسه عالي حسابداري، سال 43 تاسیس شد و من سال 47 در آنجا پذيرفته شدم. موسسه، در خیابان ایرانشهر نزدیک میدان فردوسی قرار داشت و البته طي گذشت زمان، گسترش پیدا کرد و يكي از شعبه هاي آن هم به خیابان ایرانشهر شمالی رفت. بعد در سال 50 در میدان ونک، خیابان برزیل که آن زمان وضعیت ساخت و ساز محدودی داشت متمرکز شد.
ضیایی درباره ساختار موسسه حسابداری و نحوه جذب دانشجو مي گويد: ما در دو سال اول صرفاً درس می‌خوانديم و دو سال آخر همزمان با تحصیل، کارآموزی هم می‌کرديم. مثلا من موسسه حسابرسی امین پیدا کردم، يادم هست ماهی 500 تومان هم حقوق می‌دادند که کم نبود. بعد كم كم از طریق آنجا میرفتیم شرکت‌ های مختلف را حسابرسی می‌ کردیم. مؤسسه حسابداری شرکت نفت هم بود كه شبيه مؤسسه ما بود و هر دو حسابدار تربیت می‌ کردند. البته موسسه نفت پیشرفته تر بود چون شرکت نفتی‌ ها سیستم آموزشی و کاری را از انگلیس آورده بودند اما مؤسسه عالی حسابداری دارای سیستم و ساختار آمریکایی بود.
او ادامه مي دهد: در هر ترم برای 18 واحد ما 1810 تومان شهریه می‌دادیم. سالی دو ترم بود یعنی حدود 3600 تومان شهریه ما بود. مبلغ 10 تا20 تومان هم اضافه می‌گرفتند؛ یادم نیست که به خاطر بهداشت یا بیمه یا چیز دیگری بود. به هرحال 3600 تومان هم آن زمان مبلغ قابل توجهی بود.بعد از سال سوم که کار می‌کردم، 500 تومان به من دستمزد پرداخت می‌کردند که حقوق‌های مشابه آن 300 تا 350 تومان بود.بنابراین برای دوره کارآموزی پول خوبی بود.
ضيايي كه مدتي هم مدیر امور سهام و معاون مدیرعامل در بانک صنعت و معدن بوده است، مي‌گويد: موسسه عالی حسابداری بر روی حسابداری و امور مالی و مدیریت مالی تمرکز داشت و همچنین در آن، دروس اقتصاد، ریاضیات، حقوق، زبان فارسی، زبان انگلیسی و مواد دیگر نیز تدریس می ‌شد.به علاوه در سه رشته حسابداری صنعتی، حسابداری دولتی و حسابرسی نيز کارشناس تربیت می‌کرد. سه سال اول، همه دروس مشترک بود ولی در سال آخر دانشجو تخصص مورد نظر خود را با توجه به علاقه ‌اش انتخاب می ‌کرد. بیشتر دانشجويان حسابداری صنعتی را انتخاب مي كردند و به دلیل کمبود استاد در این رشته، ابتدا از فارغ ‌التحصیلانِ خود موسسه عالی حسابداری استفاده می ‌شد! مثلا یادم است آقای تولایی حسابداری 1و2 را به ما درس می ‌داد. قبل از اینها بیشتر اساتید حسابداری حسابداران خبره ای بودند که از انگلیس آمده بودند.
او با بيان اينكه در دهه 1340 به علت افزایش رشد واحدهای صنعتی مثل شرکت‌ها یا کارخانه‌های صنعتی، طبقه جدیدی به نام صنعتگر به وجود آمده بودند؛ همين مساله، نیاز به حسابداران را نیز تشدید كرد، مي‌گويد:
صنایعی در ايران تشکیل شدند که نیاز به نیروی متخصص داشتند؛ آنها در واحدهای صنعتی باید قیمت تمام شده تولید یا کالای خود را به دست می‌آوردند، سود واحد تولیدی را باید پیش‌بینی می‌کردند، باید بودجه‎بندی می‌کردند و کارهای مدیریت مالی را انجام می‌دادند. و در اين مسير از روش میرزاهای قدیمی که با حساب سیاقی شروع کرده بودند، استفاده مي كردند اما پاسخ‌گوی این نیازها نبود. بنابراين به حسابداران تازه مراجعه كردند.
او درباره پايان كار مؤسسه عالی حسابداری امین نيز مي گويد: این مؤسسه تا سال 57 مشغول به كار بود و در سال‌های 56 و 57 نيز تعداد زیادی دانشجو گرفت که از ظرفیت گذشته ‌اش بیشتر بود و حدود دو برابر شد. در آن مقطع، شرایط سیاسی مملكت ملتهب بود. دانشجویان زیاد و التهاب های سیاسی، مؤسسه را از کنترل آقای نبوی خارج می‌کند و اتفاقاتی می‌افتد كه ايشان در نهایت مجبور شد درِ مؤسسه را ببندند و آن را برای همیشه تعطیل كند.

 

منبع: صادقیم

درخواست بازدیدکننده

نام(*)

شماره تماس(*)

ایمیل(*)

نام شرکت

درخواست شما(*)