امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

هنری فایول مهندس معدن، سرپرست معدن و از نظریه‌پردازان فرانسوی بود. وی نظریه‌ای مستقل از نظریه مدیریت علمی فردریک تیلور، با نام مدیریت اداری ارائه کرد. فایول یکی از تأثیرگزارترین مدافعان نظریه مدیریت جدید است.
نظریه مدیریت اداری یکی از جامع‌ترین نظریه‌ها در بحث مدیریت عمومی است. فایول نظریه مدیریت اداری را شامل شش دستورالعمل اصلی مدیریتی و چهارده قانون مدیریتی می داند. فعالیتهای ششگانه از دیدگاه فایول عبارتند از :
1. فعالیتهای فنی : تولید ...
2. فعالیتهای بازرگانی : خرید و فروش ...
3. فعالیتهای مالی : به دست آوردن سرمایه ، تامین مالی ...
4. فعالیتهای امنیتی : نگهداری اموال ، تامین امنیت ...
5. فعالیتهای حسابداری : تامین اطلاعات مالی ...
6. فعالیتهای مدیریتی : برنامه ریزی ، سازماندهی ...
به عقیده فایول پنج فعالیت اول به اندازه کافی شناخته شده و مرسوم هستند و فعالیت ششم " فعالیت مدیریتی" نیاز به توضیح بیشتری دارد.
اصول چهارده گانه فایول عبارت بودند از:

 

اصول چهارده گانه مدیریت فایول


اصل اول ، تقسیم کار:


اصل تخصصی کردن نیروی کار به منظور تمرکز بر فعالیت جهت کارآیی بیشتر . تقسیم کار و تخصصی کردن کارها باعث می شود افراد بتوانند تجربه کسب کنند و کیفیت کار خود را بهبود دهند. به این ترتیب آنها باتمرکز بر کار خود به تدریج مهارت خود را خواهند افزود و این منجر به افزایش بهره وری می شود.تقسیم کار یا تخصص گرایی امکان تولید بالاتری را به دست می دهد زیرا هر فرد زمانی می تواند فعالانه کار کند که درآن زمینه از مهارت نسبتا بالایی برخوردار باشد.


اصل دوم ، اختیار و مسئولیت :
 

اختیار حق صدور دستور و قدرت برای درخواست اطاعت از فرمان. به عبارت دیگر اختیار همان حق دستور دادن است . یک عضو سازمان در موقعیت و شغلی که قرار دارد، مسئول انجام اهداف سازمان است. برای تشویق و تنبیه افراد به خاطر خوب یا بد انجام دادن وظایف محوله، وجود مصوبات و مقررات خاصی از سوی مدیر الزامی است.


اصل سوم ، انضباط :


عبارت است از مد نظر قرار دادن نحوه فرمانبرداری ، فعالیت ، رفتار و احترام بین کارمند و کارفرما که برای هر کاری ضروری است. است لذا در هر سازمان باید احترام و فرمانبرداری نسبت به قوانین و اهداف سازمان وجود داشته باشد و یک رفتار دوطرفه ایجاد شود. در این راستا به عوامل ذیل نیاز است:


اصل چهارم ، وحدت فرماندهی :


این اصل بیانگر آنست که برای کاهش تداخل و تناقض هر عضو سازمان باید دستورات را فقط از یک رده بالاتر دریافت کند و همچنین فقط مسئول پاسخگویی به او باشد. به عبارت ساده یک کارمند، تنها، باید از یک سرپرست دستور بگیرد.تا اینکه دستورهای دوگانه برای یک کارمند وجود داشته باشد.


اصل پنجم ، وحدت هدف و جهت :


یک سرپرست، یک برنامه، به این معنی که یک رهبر با یک هدف، یک گروه از فعالیت ها را رهبری نماید.


اصل ششم ، تبعیت منافع فردی از منافع جمعی:


منافع یک کارمند یا یک گروه از کارکنان نباید بر مصالح و منافع سازمان برتری داشته باشد.


اصل هفتم ، پاداش پرسنل :


پرداختها باید مناسب و بر اساس ارزش کارمند برای سازمان و نیز عوامل مستقل از ارزش کارمند باشد، زیرا دستمزد خوب ، عملکرد خوب را به دنبال خود دارد. انواع و اشکال گوناگون پرداختی ها همچون حقوق ثابت ، اضافه کاری ، پاداش ، سهم سود و همچنین پاداش های غیر نقدی را باید با توجه به شرایط و وظایف کارکنان در نظر داشت .


اصل هشتم ، تمرکز زایی یا تمرکز زدایی :


هر کاری که باعث کاهش اهمیت نقش یک کارمند در تصمیم گیری شود ، تمرکز زایی و هر کاری که باعث افزایش اهمیت نقش وی در تصمیم گیری شود ، تمرکز زدایی گفته می شود. تمرکز در حقیقت به هماهنگی و هدایت از سوی یک سیستم مرکزی اطلاق می شود که برای سازمان ضروری است و پیامد طبیعی سازماندهی می باشد. اما با توجه به شرایط و ویژیگی های موجود در هر سازمان باییستی توازن و تعادل مناسبی بین تمرکز و عدم تمرکز ایجاد کرد.


اصل نهم ، سلسله مراتب :


. سلسله مراتب، سلسله سرپرستان است که از بالاترین سطح اختیار به پایین ترین سطح به صورت زنجیره‌ای رده بندی شده است. یک زنجیره ارشدیت یا سلسله مراتب کاملا مشخص، به وسیله اصل وحدت فرماندهی، همه اعضاء سازمان را از بالا به پایین به یکدیگروصل می کند. این زنجیره در سازمانهای بزرگ که فضای وسیعتری را در بر می‌گیرند طولانی تر بوده و ارتباط افراد هم تراز مستلزم طی مسیر و زمان طولانی است.


اصل دهم ، نظم و ترتیب :


بطور ساده به معنای وجود یک مکان برای هرکس و هرکسی در جای خودش است. به طوریکه یک جایگاه برای هر فرد وجود داشته باشد و هر فرد هم در جایگاه خودش باشد. هدف نظم آنست که هر چیزی سر جای خودش قرار بگیرد.


اصل یازدهم ، عدالت :


عدالت و مهربانی دو عنصر مهمی است که ترکیب مناسبی از آنها برای مدیریت شرکت لازم است. احساس عدالت و برابری بایستی در سراسر سازمان گسترده باشد.لذا در هر سازمان می باید انصاف و عدالت مبتنی بر توافقهای از پیش تعیین شده و مشخص موجود باشد .


اصل دوازدهم ، ثبات و ماندگاری در شغل :


کاهش جابجائی کارکنان سبب افزایش کارایی و کاهش هزینه های تغییر نیروی انسانی می‌گردد، امنیت شغلی و احساس امنیت برای شغل موجب افزایش کارایی افراد در سازمان می شود ، زیرا کارکنان برای تطبیق با کارشان، نیاز به زمان دارند.


اصل سیزدهم ، ابتکار :


در همه سطوح نردبان سازمانی، شور و اشتیاق و انرژی به وسیله ابتکار افزایش یابد لذا افراددر هر سطحی باید برای ابراز و به کارگرفتن ایده های خود آزاد باشند. مدیری که به کارکنان زیردست خود اجازه می دهد ابتکارهای خود را به کارببندند بسیار بالاتر از مدیری است که چنین اجازه ای به زیردستان خود نمیدهد.


اصل چهاردهم ، روحیه اتحاد و جمعی :


اتحاد یک پدیده پرقدرت است. این اصل نیاز به کار تیمی و حفظ روابط متقابل شخصی را مورد تأکید قرار می دهد و فعالیت بیشتر و کارایی بالاتر را از طریق ایجاد احساس افتخار در کارکنان ، وفاداری آنان به سازمان و احساس تعلق متقابل و اعطای شخصیت فراهم می‌سازد

منابع :
دروس آموخته مهندس صادق روزبهی ،
The evolution of management thought،
Morgen Witzel (2003). Fifty key figures in management. Routledge, 2003. ISBN 0-415-36977-0p.96
 

درخواست بازدیدکننده

نام(*)

شماره تماس(*)

ایمیل(*)

نام شرکت

درخواست شما(*)